خرید بک لینک

در رابطه با یکی از همکلاسیام که گفتم طلاق گرفته (همون که شوهرش گیر مذهبی میداده)

ایشون فروردین ۹۸ وقتی که سال آخر پزشکی بود عقد کرد و طبق قانون چون متاهل بود بدون گذروندن طرح میتونست برای تخصص امتحان بده. خودش هم دختر درس خونی بودو هدفشم رشته های تاپ بود. از ازدواجش خیلی ذوق زده بود و کلی برنامه ریزی برای آینده داشت. بخش هاشو بیمارستانای آف برمیداشت و یک سال آخر داشت حسابی درس میخوند. چند بار هم تو کتابخونه بیمارستان همراه همسرش دیدمش که درس میخوندن. من واقعا شاهد برنامه ریزیا و تلاش هاش بودم و امیدوار هم بودم دو رقمی بیاره. نهایتا اون سال که امتحان نداد و سال بعدش هم قبول نشد و چند روز پیش شنیدم بعد از کارای طلاقش تازه طرحشو شروع کرده ( یعنی با ۲ سال فاصله از همکلاسیاش). من مطمئنم اگه ازدواج نکرده بود به تنهایی مسیر خیلی بهتری رو میرفت. هر چند شاید گفت تجربه ای براش به یادگار گذاشت اما به قیمت ۲ سال عمر و جونی!

1 زمانمون 1 که با چه کسایی و برای چه مواردی میگذرونیم. نزاریم دیگران برامون تصمیم بگیرن. اگر هم وارد رابطه ای شدیم هدف هامونو فراموش نکنیم. ما اول از همه مسئول آرزوهای خودمون هستیم و در کنارش هدفهای دیگه رو دنبال کنیم. 

این قضیه خیلی گسترده س. به شخصه رفتارها و کارهای خودم رو که بررسی میکنم میبینم چقدر راحت در طول روز یه فرد نوعی با رفتار و گفتارش منو از مسیرم منحرف میکنه و ذهنمو برای دقایق تا حتی ساعاتی از خودم دور میکنه. یا حتی اینترنت و موبایل و زندگی مدرن و پر رنگ و لعاب امروزی هم. 

بیشتر مراقب ذهنمون باشیم!

برچسب: نویسنده: النا حیدریان تاريخ: يکشنبه 17 بهمن 1400 ساعت: 22:28

صفحه بندی