این رو باید با تک تک سلولامون درک کنیم که بچه بزرگ کردن مسولیت داره و پدر و مادر خط مقدم این مسولیت هستند. وظیفه مونو با طرح مسایلی مثل این که بچه باید مستقل بار بیاد ، کسی غریبه نیست و همه آشنا هستیم توجیه نکنیم. خیلی از ماجراهایی که تو صفحه های حوادث ثبت میشن تو اصل اتفاق مشترک هستن. کافیه یکم با دقت نگاه کنیم و به جای تلاطم دادن به احساساتمون یه نتیجه ی منطقی بگیریم. اگر واقعا نمی تونیم از پس مراقبت یه کوچولوی بی خبر از تمام دنیا برای چند سال طولانی بربیایم، حداقل اونقدر شجاع باشیم که وارد دنیاش نکنیم. متنفرم از کسایی که مسولیتشونو درست انجام نمی دن و بعد از اتفاق افتادن حادثه شروع می کنن به گریه زاری و زدن تو سر خودشون. اون موقع که باید حواستون باشه رو دریابید نه بعد از ریختن آب. حالا هی بیاید شعرای جان گداز رو سنگ قبرش بنویسید و گل بزارید رو مزارش!!
پدر و مادر آتنا رو مقصر 100 درصدی این فاجعه می دونم. آدمای بیمار شخصیتی زیادن. نه فقط اینجا بلکه تو تمام جوامع حتی تو کسایی که هر روز میبینمشون. این که هدفمون رو این بزاریم همه رو خوب کنیم ، کلاه گذاشتن سر خودمونه و به جاش باید حواسمون کامل به خودمون و عزیزامون باشه.